فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
206
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
در روزگاران گذشته از آتش به عمل مىآوردند دربارهء آن مرعى مىدارند . اينان چون مردمى خشن هستند كه قرنها در اسارت و بردگى زيستهاند از رسوم نياكانى خويش ، جز پرستش خورشيد هنگام طلوع ، و مراقبت از آتش كه آن را عنصرى جاودانى مىدانند ، و شيوهء خاكسپارى مردگان را حفظ نكردهاند . تشريفات خاكسپارى مردگانشان چنين است : بهترين لباسهاى مردگان را بر آنها مىپوشانند و نعش را در محوطهء بزرگ و محصورى كه دور از خانههاى معمولى خود ايجاد كردهاند به كمك چوبى بلند - به حال ايستاده - در هواى آزاد و در مجاورت ديوارى نگاه مىدارند تا طعمهء كلاغها و زغنها و ديگر پرندگان گوشتخوار گردد . زبان آنها با زبان معمول ديگر ايرانيان فرق زيادى ندارد چنان كه لباس مردانشان نيز همچون ديگر مردان ايرانى است جز آنكه مانند لباس فقرا بسيار كوتاه و تنگ است . و نيز قطعه پارچهاى بر سر مىبندند . لباس زنانشان هيچگونه مشابهتى با ملبوس ديگر زنان ايران ندارد . با اينكه اينان نيز نوعى شلوار نازك برپا دارند بالاپوش يا قبائى بسيار گشاد مىپوشند كه تا قوزك پاى آنها مىرسد . آستينهاى اين بالاپوش بسيار دراز و شبيه لباس زنهاى عرب است كه آستين لباسشان بقدرى بلند است كه براى گرفتن بازوى يكديگر قادر نيستند دست را از آستين بدر آورند . زنهاى گبر سر و مو و گردن خود را طورى مىپوشانند كه جز صورتشان پيدا نيست و روسريهاى آنها بىشباهت به سربندهاى زنان سالمند اسپانيائى نيست جز اينكه كلاه يا سربند زنان گبر چيندار نيست . اين لباس بدانها نوعى برترى و وقار مىبخشد . رنگ مويشان كموبيش روشن اما بيشتر مايل به حنائى و قهوهاى است . رنگ پارچهاى را كه روى روپوش خود مىاندازند متناسب با رنگ موى خود عوض مىكنند و همواره كمى روشنتر از رنگ روپوش يا قباى آنهاست . اينان بر خلاف ديگر مردم آسيا ، و بخصوص پيروان آئين اسلام ، مردمانى بسيار ساده هستند . بيشتر مردان آنها بطور روزمزد كار مىكنند و ستوربان يا كشاورزند .